تبليغاتX
توکای مقدس - اختتامیه
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

به همین سادگی تمام شد. البته قرار بود شبیه به مراسم اهدای جوایز اسکار تمام شود، یا لااقل بهرام عظیمی چنین تصوری داشت، اما نشد چون چند مانع کوچک و چند مانع بزرگ برای ایجاد چنین شباهتی بر سر راه بود، مثلاً به جای بیلی کریستال، علیرضا خمسه برنامه را هدایت کرد و همان طور که انتظار می رفت در کمال بی هنری و بی نمکی برنامه را جلو برد. خمسه در لحظاتی که اوج می گرفت برای خواندن اسم برنده های چینی و ژاپنی از تغییر میم صورت و تغییر لهجه استفاده می کرد تا مراسم اختتامیه ی دوسالانه ی هشتم کاریکاتور را تا سطح فیلم های کمدی- بند تنبانی، تنزل بدهد. مشکل دوم مربوط به حاضرین در ردیف اول صندلی ها بود که هیچ نسبتی با آنتونی هاپکینز و جک نیکلسون نداشتند و قلب اشان طاقت تحمل اخلاقیات مدل آنجلینا جولی را نداشت. موفق ترین قسمت برنامه شاید تکنوازی ویولن بود که همه را برای لحظاتی شگفت زده کرد چرا که از همان شروع، جوانی و بی تجربگی نوازنده در هماهنگی با موسیقی ای که از بلندگوها پخش می شد لو داد که اجرای موسیقی زنده نیست و او ادای نواختن را در می آورد و همه را تا به آخر در انتظاری شیرین نگاه داشت تا شاید این مقدمه ی نمایشی از پیش طراحی شده باشد که نبود.

جایزه ها تقسیم شدند و ما را به دو گروه برنده و بازنده تقسیم کردند تا هفته ی بعد که همه نام برنده ها را فراموش کنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:24  توسط توکا نیستانی  |