تبليغاتX
توکای مقدس - قلم به نان خامه ای می فروشم
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

آقای نیستانی:
برداشت من از نوشته شما این بود:
توکا نیستانی قلم را به نان می فروخته است و هنوز هم می فروشد.
توکا نیستانی دچار خود سانسوریست و نمی تواند آنچه فکرمیکند را به راحتی به روی کاغذ بیاورد.
آقای نیستانی لطفا عصبانی نشوید.کسی از شما انتظار قهرمان بازی ندارد.اما آیا بیان آزادانه نظرات و تفکرات ذاتا نقاد یک هنرمند قهرمان بازيست؟شاید شما هنرمند نیستید وشاید هم نقاد نیستید( که در این صورت عجب تضاد جالبیست بین اسم کاریکاتوریست و آنچه شما هستید).
سئوال آخر آنکه از امثال شما در آینده نه جندان دور چه باقی میماند؟ حتما با کمی واقع بینی انتظار ماندگاری نام و یادتان را در حافظه ملت نقاد ایران نخواهید داشت.نه؟
آخر شما قلم را به نان شب بچه هایتان فروخته اید آقای کاریکاتوریست غیر منتقد.
تلخ نوشتم می دانم اما انتظارم از تو بیشتر از اینها بود توکا.
اگر محض استثنا هم که شده اینبار محافظه کاری نکردی لطفا نظر م را بدون جرح و تعدیل و مطابق قانون مطبوعات و جواب خودت رو به همون اندازه و در همون ستون ایضا منتشر کن.نکردی هم نکردی میمونه بین من و تو که جفتمون می دونیم کی ترسو بود باز نه؟

 

اظهار نظر بالا از طرف کسی است که نمی شناسمش، خودش را روزبه معرفی کرده و چیزهایی نوشته که نیازی به پاسخ ندارد اما چون نظیر این حرف ها را از زبان دیگران هم شنیده ام و سوژه خوبی برای یک پست جدید می تواند باشد جواب می دهم:

- کاملاً درست است اگر منظور از فروختن قلم به نان، کسب معاش از راه قلم است، حق با تو است. توکا نیستانی همیشه قلم را به نان فروخته، قلم به مزد است، از راه قلمش امرار معاش می کند و به همین خاطر اکنون "مقدس" است!  آیا کار "شرافتمندانه"،  پر "خطر" و کم اجر و مزدی مثل طراحی برای مطبوعات شما را برآشفته می کند؟! مگر بزرگان ما از راه های دیگری نان می خوردند؟ آیا اگر احمد شاملو به جای امرار معاش از قلم، در کار خرید و فروش کوپن ارزاق عمومی بود شما خوش حال می شدید؟!

- کاملاً درست است، توکا نیستانی دچار خود سانسوری است و شک نکنید که نمی تواند همه ی آنچه را که در ذهن دارد به روی کاغذ بیاورد؛ شما که این نقطه ضعف را ندارید، زیر ذره بین نیستید و خدا را شکر از نسل دیگری هستید چرا برای گذاشتن یک کامنت ساده در وب لاگ من که نه دنیا را دارم و نه آخرت را، و دستم از همه جا کوتاه است محافظه کارانه از گذاشتن اسم کاملتان پرهیز می کنید؟ نه من قهرمان نیستم اما... دروغگو هم نیستم.

- من به بیان آزادانه ی عقیده و نظر اعتقاد کامل دارم، فراموش نکنید که علت مشکلات احتمالی ما در این زمینه من نیستم.

- از امثال من در آینده هرچه که باقی بماند یا نماند مهم نیست. من منتظر آینده نیستم و قضاوت آیندگان را به خودشان وامی گذارم؛ شما صد سال بعد خبرش را بدهید که چه چیزی از من باقی ماند و چه چیز نماند. ملت ما حافظه ی خوبی ندارد، نقـاد هم نیست، اتفاقاً مشکل ملت آن است که دوست ندارد نقد شود. همین مردم وقتی به جایی می رسند و مصدر کاری قرار می گیرند پدر هرچه منتقد است می سوزانند تا درس عبرتی باشد برای دیگران.

- حالا که نظرت را طبق قانون مطبوعات(!؟) و بدون جرح و تعدیل منتشر کردم و باز معلوم نشد کداممان ترسو هستیم می توانی برای اثبات شجاعتت نام و نام خانوادگی و شماره ی تلفن خود را به همراه یک اظهار نظر کاملاً  آزادانه و بی رو دربایستی از اوضاع سیاسی مملکت به آدرس من پست کنی تا بعد از اطمینان از صحت هویتت آن را در همین وب لاگ به اسم خودت منتشر کنم. باشد که از امثال شما چیزکی دست آیندگان را بگیرد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 17:22  توسط توکا نیستانی  |