تبليغاتX
توکای مقدس - نوشته‌ای از آیدای پیاده‌رو
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

 

به درخواست بازی " یار تو دلی "  توکا

 و برای شما که طعم تلخ دهانتان شاید کمی گس شود

 

مسخه یا "از آه بد خط-ان غافل مباش !"

 

یکروز که  استاد" توکا و. "* از خواب بیدار شد دید دستهایش عوض شده اند. دستها را جلوی صورتش گرفت. دستها تا آرنج دستهای قبلی بودند و از آرنج به پایین به مراتب سفید تر ، ظریفتر، کم مو تر و در یک کلام زنانه بودند. ناخنها دو میلیمتر بلند بودند و آن دو میلیمتر اضافه شان سفید لاک خورده بود. دستها را جلوتر آورد. جیغ زیری که از جثه اش بعید بود کشید. از رختخواب بیرون آمد. در را که باز کرد، زنش گفت : " صبح بخیر. چرا جیغ زدی؟ خوبی؟ " دستها را به سبک رضاخان در پشتش قایم کرد و گفت : " سلام . خوبم .خواب بد دیدم"

دستها را گرفت زیر شیر. شست . بازهم شست. فکر کرد شاید کسی با او شوخی کرده و دستهایش را وقتی خواب بوده گریم کرده است. جلف ها . چیزی تغییر نکرد. ساعتی به دست چپ بسته شده بود. ساعت را نگاه کرد. یک ساعت زنانه " گوچی " بود که مربع و ظریف بود. ساعت را قبلن جایی دیده بود. دست " آیدا ب. " * از دستشویی بیرون دوید. زنش دم در ایستاده بود و روسریش را مرتب می کرد. گفت : " چیزی شده است؟ " دوباره با هیبت رضا خانی گفت : " نه "  زنش گفت : " من رفتم " گفت : " خداحافظ"

در که بسته شد با دست راست گوشی را برداشت. فکر کرد : " الان کانادا ساعت چند است ؟ "  ناخود آگاه ساعتش را نگاه کرد. ساعت یازده و نیم را نشان می داد. حساب کرد. ساعت به وقت کانادا بود. حس کرد سرش گیج می رود. سعی کرد شماره را بگیرد. ولی دستش می لرزید. گوشی را به دست چپش داد و دستش دیگر نمی لرزید.

شماره را گرفت. مستقیم. با خودش فکر کرد. گور پدر قبض تلفن. بعد از سه زنگ " آیدا ب." گفت : " هلو " ( به کسر ه) . توکا گفت :" آیدا؟ "

-         سلام توکا

-         سلام خوبی؟ بیدارت که نکردم

-         نه بیدار بودم. طراحی می کردم.

-         چه خوب؟ طراحی؟ کلاس می ری؟

-         نه . حتمن فهمیدی خودت. دستامون عوض شده.

-         آره فهمیدم. جدیه!  پس تو هم الان دستهای من را داری؟

-     آره. سبزه و گنده. ساعتت هم اینجاست.بی شوخی شکل " پاپ-آی" شدم .

-         متاسفم.

-         مهم نیست . ولی دکتر گفت عملشون می کنه درست می شه. متناسب می شه. موهاشم با لیزر درست می کنیم. حتی رنگ پوستش را.

-     چی را درست می کنی؟ دست بهشان نزنی. خودت را برسان اینجا تا بریم پیش متخصص . حتمن راهی برای جا به جاییشون هست. من الان گیجم. لطفن کاری نکن

-     نه توکا. امکان نداره من زیر بار همچین عمل ریسکی برم. باور کن دکتر گفت اگر قطعشون کنند احتمال اینکه بشه با دستهای من که الان پیش تو هستد جایگزینشان کرد ده درصد است . من با همین راضیم. تو هم یک فکری برای دستهای من بکن. برو دکتر. روشون را هم کرم پودر تیره بزن.

-         یعنی چی راضی هستی؟ مگر می شه؟

-     آره. از بی دستی که بهتره . ضمنن یادت هست که گفتی که خطم خیلی بده؟ یادته خندیدی . دیشب وقتی شمعهای تولدم را خاموش می کردم آرزو کردم خطم مثل خط تو بشود. از امروز صبح خطم عالی شده. هاشور می زنم برات مثل ماه. آخر این ماه می خواهم نمایشگاه طراحی بگذارم. خیلی کارها هست که می خواهم بکنم.خطم دیگه بد نیست. برای همه دوستانم می خواهم کارت پستال بفرستم و ...

-         آیدا. اینکار درست نیست. من بدون دستهام کاری نمی تونم بکنم. من با دستام نون می خورم.

-     من آرزو کردم. برای خط خوش . من دستهای تو را نخواستم. پیش آمد. ضمنن انگشتت در دماغم هم نمی رود . از صبح با گوش پاکن دماغم را انگولک کرده ام. پس مشکلاتی هم دارم. یعنی صد در صد هم راضی نیستم.

-         یعنی الان راست دست شده ای؟

-         اوهوم.

-         چی می کشی الان

-         زن . طرح زن.

-         مجوز چی؟

-         اینجا مشکلی ندارد. تازه الان یک زن ایرانی هنرمند را که صرفن به زنان در هنرش بپردازد خیلی تحویل می گیرند. فکر کن توکا می توانم یک کتاب مصور چاپ کنم. خودم تنهایی. از سودش برای تو هم ...

-         خوب بلدند زن بکشند؟ دستها را می گویم.

-     آره. خیلی خوبند البته گاهی بعضی جزییات را خیلی ایده آلیستی یا غلو شده می کشند ولی کلن خیلی خوبند. خیلی خوب استاد. دستت درد نکند.

-         با دستهای تو چکار می شود کرد؟

-         هیچ.

-         هیچ؟

-         انگشت وسطی دست چپ هست . آنکه بلند ترین است.

-         خوب

-         بند اولش خم می شود. صرفن یک جور شیرنکاریست

-         چه خوب! با دستهایم برایم نامه بنویس

-         باشه . من برم. خیلی هیجان زده ام. تو چکار می کنی؟

-         من می روم ناخنهایم را کوتاه کنم . بعد هم بروم کلاس خط ثبت نام کنم. شبت بخیر

-         روز تو هم بخیر. راستی پوستشان خشک می شود.حساس هستند. همیشه کرم " کلارینس " مخصوص دست بزن.

-         باوشه. شب بخیر

*تشابه اسامی با افراد حقیقی صرفن بر پایه تصادف بوده است. باور بفرمایید!

آیدا احدیانی - تورنتو

                                                                  ***

با تشکر از آیدای پیاده‌رو که دعوت من را برای شرکت در بازی پذیرفت، حالا از "کافه کافکا" دعوت می‌کنم که با نوشتن مطلبی برای "توکای مقدس" به این بازی ادامه بدهد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 17:52  توسط توکا نیستانی  |