تبليغاتX
توکای مقدس - الصاق معنا به متن
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

شک ندارم که "آیدین آغداشلو" از جمله هنرمندانی است که نمی‌توان به سادگی درباره‌اش نظر داد، نقد نقاشی او برای من شاق‌ترین کار است چرا که او را تحسین می‌کنم و ستایشگر وسعت معلومات و شیفته‌ی نثر فوق‌العاده‌اش هستم- نثری که حتی احمدرضا احمدی و بهرام بیضایی آن را رشک‌انگیز می‌دانند- و هنوز بر این باورم که حق او ادا نشده و قدر او نمی‌شناسند... اما وسوسه‌ای که من را واداشت تا چندخطی درباره‌ی نقاشی آیدین بنویسم یافتن شباهتی است که در او به عنوان یک نقاش بزرگ با خودم به عنوان یک تصویرساز و کارتونیست ساده پیدا کرده‌ام، شباهتی که تنها به تلاش هردوی ما در یافتن ایده- سوژه-‌ محدود می‌شود.

در ماهی که گذشت دوبار شانس دیدار آیدین نصیبم شد، بار اول در مراسمی که خانه‌ی هنرمندان به مناسبت شصت‌وهشتمین سالروز تولدش برپا کرد و بار دوم، هفته‌ی پیش که جلسه‌ای از کلاس درسش را به صحبت کردن از خود و آثارش اختصاص داد و فرصتی شد تا برای اولین بار از خودش بپرسم که چرا تمام کارهایی که از او به عنوان یک نقاش دیده‌ام چنان کامل و بی‌نقص است که نمی‌توان ردپایی از احساسات لحظه‌ای یا تصمیمی آنی در آن پیدا کرد؟

                                                                    ***

آیدین سخنوری چیره‌دست است، با فصاحت از انگیزه‌اش برای نقاشی کردن حرف می‌زند و همه‌جا از خودش با ضمیر سوم شخص مفرد- او- یاد می‌کند. می‌گوید که عاشق زیبایی است و برای "رمزگشایی" از زیبایی آثاری که می‌بیند- فرقی نمی‌کند که یک تابلوی دوره‌ی رنسانس باشد یا مینیاتوری از رضا عباسی یا خط نوشته‌ای از کلهر- آن‌ها را دوباره می‌کشد تا در فرایند این بازآفرینی همان لذتی را تجربه کند که آنان تجربه کردند و یاد بگیرد رموزی را که باعث کمال آن آثار بوده‌است. با دانستن این نکته به راحتی می‌توان حدس زد که آدمی با هوش سرشار آیدین نمی‌تواند بعد از "کشف رمز"  مطالعات خود را دور بریزد پس با اندکی دخل و تصرف در آن‌ها، این مطالعات زیباشناسانه را به آثاری تبدیل می‌کند که سال‌هاست هوش از سر بینندگانش ربوده است یعنی همان مینیاتورهای مچاله شده، کوزه‌ها و گلدان‌های نفیس و بعضاً شکسته، صورت‌های رنسانسی ترکیب شده با چسب زخم‌بندی، باند، چاقوی قجری، خراشیدگی، آثار آتش گرفتگی و ... و تمام اضافاتی که سبب می‌شوند نقاشی آیدین در محدوده‌ی یک کپی عالی از یک نقاشی معروف باقی نماند و بدل به اثری جدید بشود و هدف اولیه‌ی نقاش از این بازآفرینی قابل بازشناسی نباشد. او در این مطالعه تا آن‌جا پیش می‌رود که کپی دقیق و خارق‌العاده‌ای از خط میرعماد می‌سازد که شگفت‌انگیز است و بیشتر شگفت زده می‌شوید اگر بدانید که او خطاطی نمی‌داند و دست‌خط میرعماد را نه با قلم‌نی، بلکه با قلم‌مو کپی کرده و حتی کم و زیاد شدن مرکب قلم‌نی استاد را در کشیدگی یک "ک" یا انحنای یک "ی"، همه را با قلم مو دوباره ساخته است.

آیدین بعد از بازسازی تصویر اصلی غالباً با اضافه کردن عنصری جدید و ناهمگون با اثر و ایجاد تقابل بین آن‌ها- تقابل بین قدیم و جدید، شرقی و غربی، سادگی و شکوه، پرواز و سقوط، بی‌رنگی و رنگ- سعی در انتقال پیامی به بیننده دارد، پیامی که معمولاً بسیار ساده، روشن و غالباً اجتماعی است. سادگی و وضوح پیام مهم‌ترین شرط برای "تصویرسازی" و "کاریکاتور مطبوعاتی" است و آیدین برای الصاق مفهومی جدید به نقاشی قدیمی از همان روشی استفاده می‌کند که نزد تصویرسازان و کارتونیست‌ها معمول است و چون این روش متکی بر استفاده از نشانه‌هایی است که نزد بیننده آشنا باشد او را در معرض همان بلایی قرار می‌دهد که سال‌هاست کارتونیست‌ها به آن دچار هستند، یعنی بلای شباهت‌های ناگزیر.

بعد از وقوف به این نکته اصلاً تعجب نکردم وقتی تصویری گرافیکی از هنرمند گمنامی پیدا کردم- چهره‌ی زنی که دهانش را مثل تکه‌ای کاغذ پاره کرده‌اند- که سوژه‌ای مشابه با یکی از بهترین آثار رنسانسی آیدین داشت و باز تعجب نکردم وقتی سوژه‌ی یکی دیگر از آثارش را- زنی که آناتومی گردنش پیدا است- در آخرین ویدئو کلیپ یک خواننده‌ی امریکایی موسیقی پاپ دیدم و باز تعجب نخواهم کرد اگر نمونه‌های بیشتری از این دست شباهت‌ها ببینم و پیشاپیش اطمینان دارم که روح آیدین از آن خبر ندارد. امروز باور دارم که پیام اجتماعی نقاشی آیدین در برابر قدرت قلم او قابل چشم‌پوشی است، پیداست که هنرمند بعد از ساختن کپی دقیقی از یک تابلوی نفیس آن‌قدر حظّ برده که قدم بعدی‌اش برای تکمیل تابلو و احراز مالکیت معنوی بر آن از طریق اضافه کردن پس‌زمینه‌ای جدید یا خراشیدن بخش‌هایی از آن یا آتش زدن تابلو و... کاملاً در حاشیه و فرعی به حساب می‌آید.

                                                                   ***

بعد از خاتمه‌ی سخنرانی، برای عرض سلام پیش آیدین رفتم، بزرگوارانه قبولم کرد، پرسیدم که آیا به سیاق نقاشان دفترچه‌ای دارد که سیاه‌مشق‌هایش، طرح‌ها و ایده‌هایش را در آن بکشد؟ مدرکی که نشان دهد او هم برای کشیدن چیزی سعی می‌کند، اشتباه می‌کند و گاهی هم نقشی را با عیب و نقص می‌کشد؟ در جواب خندید و گفت که چنین دفتری ندارد اما اگر بخواهم یکی برایم درست می کند...

                                                                 ........

 برای دیدن آثار آیدین به این آدرس سر بزنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 0:0  توسط توکا نیستانی  |