تبليغاتX
توکای مقدس - پنجه‌ی پا؟!
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

سه‌شنبه شب‌ها من و همسرم یک اختلاف عقیده‌ی کوچک اما همیشگی داریم. بهناز می‌خواهد سریال مورد علاقه‌اش، پرستاران، را تماشا کند و من غر می‌زنم تا منصرف شود، گاهی موفق می‌شوم و گاهی نه. یکی دو بار دیدن "پرستاران" کافی بود تا بفهمم مجموعه‌ی خوش ساختی است که در هر قسمت یک قربانی می‌دهد و من تحمل این همه واقع‌گرایی را ندارم.

سه‌‌شنبه گذشته بهناز حرفش را به کرسی نشاند و "پرستاران" تماشا کرد. من اما برای ابلاغ مراتب نارضایتی خود، سرم را به کاری گرم کرده‌بودم و به صفحه‌ی تلویزیون نگاه نمی‌کردم اما ناخواسته برخی از گفتگوهای فیلم را می‌شنیدم، گفتگوهایی که به تدریج جالب و جالب‌تر می‌شد... این‌بار داستان جذاب‌تر از آن بود که از آن بگذرم:

مردی را که توسط همسرش با چاقو و در خواب مجروح شده بود به بیمارستان آورده بودند، اول گفتند که "انگشت شست پا"ی او قطع شده اما با جلو رفتن داستان، "انگشت شست" به "پنجه‌ی پا" ارتقا پیدا کرد. قربانی به محض پریدن از خواب چنان با مشت به صورت سوءقصد کننده نواخته بود که او را هم با فک شکسته و صورت کبود روانه بیمارستان کرده بود. داستان وقتی جالب شد که دانستیم شوهر "پنجه بریده" قصد ترک خانه و کاشانه داشته و زن فک شکسته می‌خواسته او را مجازات کند. پلیس به همراه پزشکان اورژانس مرتباً نزد بانوی خیانت‌دیده می رفتند و اصرار می‌کردند تا بگوید "پنجه‌ی" قربانی را کدام گوری انداخته بلکه تا دیر نشده آن را پیوند بزنند... تأثر‌آورترین و در عین حال خنده‌دارترین بخش فیلم جایی بود که مرد "پنجه بریده" را در راه اتاق عمل از مقابل زن فک شکسته گذراندند و او با دیدن همسر کینه‌توزش- که هنوز مصر بود کار خوبی کرده و باید "پنجه" را جلوی سگ می انداخته تا بخورد-  فراموش کرد "پنجه" ندارد و ایستاد و با التماس خواست جایی که عضو قطع شده را پنهان کرده نشان دهد بلکه بتوانند با پیوند به موقع او را از رنج یک عمر زندگی بدون "پنجه‌ی پا" برهانند... قربانی در حالی که به پهنای صورت اشک می ریخت به همسرش قول می‌داد در صورت لو دادن جای "پنجه" هیچ وقت او را ترک نکند...

خلاصه آن‌که در آخرین لحظه پلیس "پنجه"‌ی نامبرده را توی کاسه‌ی توالت پیدا کرد و به اورژانس رساند؛ ظاهراً تلاش سوءقصد کننده برای کشیدن سیفون توالت و خلاص شدن از شر "پنجه" نافرجام مانده بود.

این قسمت با این ابهام که آیا "پنجه"ی مذکور بعد از پیوند کارایی گذشته را پیدا خواهد کرد یا خیر به پایان رسید و به عنوان نتیجه‌ی اخلاقی، مأمور پلیس- که زن بود- و برخی از پرستاران بیمارستان در یک نکته به اتفاق نظر رسیدند:

 علی‌رغم مجرمانه بودن بریدن "پنجه‌ی پا"ی مردم، آن هم در خواب ناز، عجالتاً "بهترین تنبیه" برای شوهران خیانتکار همان است!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 1:28  توسط توکا نیستانی  |