|
من می اندیشم پس بیشتر هستم!
|
کسی که بتواند از متن زیر یک خلاصه ی با معنی بنویسد- حتی اگر خودش نویسنده، مترجم یا ناشر آن باشد- یک جایزه ی نفیس از من خواهد گرفت. فقط سعی کنید تحمل کنید و متن را تا آخر بخوانید.
نگاه سوم؛ اندکی قرن ۲۱اٌمی باشيم!
دغدغهای با عنوان نسبی «وَرا-انسان»
با تحول سريع عصر اطلاعات و هجوم فاحش فضاي مجازي، ما در دوراني وابسته به فضا و زمان جديدي پرتاب شدهايم كه شايد بتوان از آن به ثنويتي اسكيزوفرنيك تعبير کرد؛ اين اوضاع به هيچ وجه از ديدگاهي فنسالارانه قابل اصلاح نيست. مولفههاي مسالهدار در هر همرويه، مشتمل بر مفروضاتي پنهان است كه در حقيقت عمليات خود را از طريق زبان و نقايص تكراري آن كه از پروسه توليدي مربوطه ناشي ميشود، اعمال ميکنند. تاثيرات زيانآور ثنويت مذكور يحتمل از زمينههاي نظري به سطحي بالاتر از ديناميك استعاري و همرويهاي فنآورانه ارتقا خواهد يافت، درحالي كه اين تثنيه از ملزومات اصلي در سازمان دادن لازم كنشهاي اتفاقي و پيچيده زندگي روزانه هم هست. همچنين احتمالات جديدي در گسترش اصلي و پيشرو فنآوري پنهان هستند كه عامل بالقوه آشفتگي را را ابراز ميكنند و عامل حركت از بدنه به ورا بدن ميباشند.
استعاره، به عنوان يك ابزار زباني، اعتقاد به اشرف مخلوقات بودن انسان است و منطق همرويه را اداره ميكند؛ يك استعاره همرويهاي خود-مرجع است، با قابليت ارجاع به بدنه و آگاهيهاي ديگر حضوري از قبيل اهداف حقيقي.با ديدگاهي ژرفتر در ساختمان همرويه، در معناي مجازي، قلمرويي ابزاري و كنترلي قرار ميگيرد كه حافظ نوعي بيبدني است كه به طرزي بيمانند و با تجردي بيوزن به تاكيد و تفكيك كارآيي و هوس ميپردازد. اين دو قلمرو، متحدا به وسيله استعاره، تجسم بخشي و عدم آنرا در يك تبديل شكلي به نام وضعيت ورا-انسان متصل ميكند.