تبليغاتX
توکای مقدس - یک پست اختصاصی برای کوروش جان
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

قبل از شروع این پست لازم می دانم چند نکته کوچک را توضیح بدهم:

من معماری نیمه وقت، طراحی نیمه وقت، اما هنرمندی تمام وقت هستم! به هزار و یک دلیل معمار موفقی نشدم و به همان هزار و یک دلیل طراح بی نظیری هم نیستم. زندگی ام را بین چند کاری که دوست دارم قسمت کرده ام و چون بر هیچ کدام متمرکز نیستم در هیچ کدام به کمال نرسیدم. به طور معمول درباره ی کار هیچ معماری کتباً اظهار نظر نمی کنم، می دانم که صلاحیت آن را ندارم اما برای معماری خوب و معمار خوب ارزش قائلم و در معماری سلیقه ای خاص خودم دارم که مشخصاً "امروزی" نیست اما به آن فکر کرده ام و چون برخلاف خیلی ها، نوشتن هم می دانم، به راحتی از عهده ی توضیح و تفسیر اظهار نظر هایم بر می آیم. این پست را در جواب به سؤالی که از من پرسیدی می نویسم، در جواب به سؤال یک دوست که وب لاگ نویس است و معمار.

...

با دیدن یک عکس نمی توان درباره ی "سوراخی" که در این دیوار بتنی ساخته ای قضاوتی معمارانه کرد! عکس، حاوی اطلاعات زیادی درباره ی محیط نیست؛ می شود حدس زد که پیمانکار و سازنده ی دیوار برای قالب گیری و ساخت چنین شکل نامتعارفی به زحمت افتاده اند، کار را خوب و باصطلاح "تمیز" اجرا کرده اند. اما این عکس نشان نمی دهد که غرض از طراحی و قبول این زحمت چه بوده یا چه امتیازی به معماری تو اضافه کرده است و در یک کلام، نمی دانیم چه فایده ای دارد؛ آیا روزنی است که به منظری استثنایی در آن سوی دیوار اشاره می کند یا می خواهد پیامی فلسفی را از طریق نشان دادن بافتی متفاوت از بتن در آن سوی این "تن"، به ما منتقل کند؟ آیا طراح قصد داشته تا با روشی هنرمندانه از وزن بصری دیوارکم کند یا فقط به دنبال تزئین آن بوده است؟ آیا این نیم تنه، بخشی از تزئینات یک دیوار در کنار یک استخر شنا است یا دیواری است که در مسیر یک "پناهگاه دختران فراری" ساخته شده یا ...؟! جغرافیای مجهول دیوار قضاوت درباره ی موفق بودن یا عدم توفیق نقش روی آن را غیر ممکن می کند اما من می توانم به خود این نقش، این فضای منفی، فارغ از جای آن و هدف معمارانه ای که از ساختن آن وجود داشته بپردازم و نظرم را درباب ساختار طراحی آن بنویسم.

- طرح نیم تنه است، نیمه است، کم است، ناتمام است، ناقص است، هم قد کوروش است اما شکم ندارد، پا ندارد، کامل نیست، معلول است و معلوم نیست به چه سبب از کشیدن بقیه اندام آن صرف نظر شده است. اگر این دیوار در کنار استخری قرار گرفته باشد، حالت زنی را تداعی می کند که تا سینه در آب فرو رفته و در تکاپوی نجات خود از غرق شدن است.

- انشا الله از من دلگیر نخواهی شد اگر بگویم حالت دست های آن، من را به یاد صحنه ای کلیشه ای در کارتون های تام و جری می اندازد، وقتی که تام برای فرار از مهلکه، سراسیمه رو به جلو می دود و با گذشتن از دیوار، نقشی از اندامش را بر آن باقی می گذارد. هدف از این قیاس- شاید ساده انگارانه- این است که این نقش را نمی توان با طرح لوکوربوزیه مقایسه کرد، این طرح هرچه باشد حامل پیامی معمارانه نیست، شاید پیامی نقاشانه داشته باشد یا تأثیری ناخودآگاه باشد از مضحک قلمی هایی که زمان کودکی دیده ایم.

- فقط به خاطر قدرت و عادتی که به طراحی و تخیل دارم ادعا می کنم که خواسته ای تا شمایی از یک "زن" را بر دیوار نقش کنی اما موفق نبوده ای؛ آیا زائده ای که روی شانه ی چپ  قرار گرفته و مثل غّده ای بزرگ، یا ماهیچه ای بد شکل، یا مار بد قواره ی چاق و کلفت و کوتاهی روی شانه ی ضحاک دیده می شود، فقط به خاطر آن به وجود نیامده که با ادامه ی بتن در فضای منفی، نشانه ای از "گیسو"ی این زن به دست داده باشی؟ و برای مشخص بودن انحنای سینه مجبور شده ای طرح را نیمه کاره رها کنی؟

این طرحی است که به قول کارتونیست ها هنوز "جا" نیفتاده و به دلایلی که گفتم از نظر طراحی "ضعیف" است. اگر در یک کلام می خواستم اظهار نظر کنم می گفتم: "خوب" نیست!

می بینی که به جز "بد" و "خوب" و اینا، حرف هایی برای گفتن وجود دارد اما گاهی برای نتیجه گیری همان یک کلام کفایت می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:54  توسط توکا نیستانی  |