تبليغاتX
توکای مقدس - معماران کارتونیست، کارتونیست های معمار
من می اندیشم پس بیشتر هستم!

در میان مجموعه ی داستان های مصور "آستریکس و اوبلیکس"، کتاب "آستریکس و کلئوپاترا" را به خاطر نقشی که یک معمار در آن بازی می کند بیشتر از بقیه دوست دارم:

"بنّابیس" معمار اهل اسکندریه به فرمان ملکه کلئوپاترا موظف شده تا در سه ماه قصری برای سزار بسازد و برای غلبه بر زمان و کارشکنی های رقیب حرفه ای اش "پاچه لیس"، دست به دامان آستریکس و دوستانش می شود. نکته طنزآمیز داستان در ناکارآمدی "بنّابیس" در معماری است؛ در کادری که آستریکس و دوستانش را در برابر خانه ای نشان می دهد که بنّابیس برای خودش ساخته، با ساختمانی روبرو می شویم که پایه هایی کج و معوج دارد و همه ی پنجره ها و درها کج و ناگونیا هستند. اولین باری که کتاب را خواندم تا مدت ها از یادآوری تصویرهای خانه ی "بنّابیس" با پلکانی که "پاچه لیس" هربار در پایین آمدن از آن سقوط می کند، به خنده می افتادم.

امروز بعد از سال ها یک بار دیگر کتاب محبوبم را ورق زدم اما برخلاف همیشه از دیدن خانه ی "بنّابیس" خنده ام نگرفت! حتم دارم مطالعه مجله "معمار"، من را در برابر خندیدن به این قبیل ساختمان ها واکسینه کرده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 10:1  توسط توکا نیستانی  |