|
من می اندیشم پس بیشتر هستم!
|
این سومین و آخرین بلوک پارافینی بود که داشتم و تبدیل به این موجودی شد که در بالا می بینید.
در یکی از پست های قبل حکیمانه گفتم که این فرم ها درون توده ی پارافین وجود دارند و من تنها اضافات آن را جدا می کنم تا برای همه قابل دیدن شوند! دوستی که می دانست این جمله را خیلی پیشتر از من "میکل آنجلو" گفته بوده در نامه ای خطاب به من گله کرد که چرا سخن معروفی را به نام خودم قلب کرده ام. حق با او بود، من در نوجوانی کتاب رنج و سرمستی را خوانده ام و حتماً جایی در ناخودآگاه ذهنم این جمله را ضبط کرده ام.
به این ترتیب از حضرت میکل آنجلو، آن دوست و شما پوزش می طلبم.