|
من می اندیشم پس بیشتر هستم!
|
این عکس همین امروز و در خانه ی کاریکاتور تهران گرفته شده است. جوانی که در سمت راست ایستاده "امیر مهدی ژوله" نویسنده و طنزپرداز است که من بعضی فیلمنامه هایش را دوست ندارم و سمت چپی "توکا نیستانی" کاریکاتوریست و معمار است که او هم بعضی فیلمنامه های امیرمهدی ژوله را دوست ندارد اما هر دوی ما با امیر مهدی دوست هستیم و از دیدنش خوش حال می شویم.
احتمال زیادی دارد که به زودی به اتفاق گروه نسبتاً پر تعدادی از طنزنویسان و کاریکاتوریست های سرشناس درگیر انتشار یک مجله ی جدید بشوم و امروز اولین جلسه برای صحبت درباره ی این پروژه مشترک در خانه ی کاریکاتور به عنوان یک زمین بی طرف بود و بدیهی است که من و امیر از این فرصت برای صحبت درباره ی یکی دو قسمت از فیلمنامه ی "مرد هزار چهره" استفاده کردیم. من از دلایل خودم برای مطلبی که نوشته بودم گفتم و مهدی هم حرف هایش را زد. مثل همیشه در بعضی نکات با من موافق بود و در بعضی دیگر نه و من هم به همین ترتیب بعضی توضیحاتش را قانع کننده دیدم و بعضی دیگر را نه اما گمان می کنم هر دو در این نکته به توافق رسیدیم که به وقت کار برای جمعیتی بیشتر از چند هزار نفر باید با وسواس بیشتری رفتار کرد.
اصلاً خوش حال نمی شوم به وقت انتقاد یا اعتراض بعضی فکر کنند که جنگ جدیدی را شروع کرده ام، ما همه با هم اختلاف نظر و اختلاف سلیقه داریم، درباره اش حرف می زنیم و می نویسیم، قانع می شویم یا نمی شویم اما ... دشمن هم نیستیم.