|
من می اندیشم پس بیشتر هستم!
|
هفته ی گذشته به اندازه ی کافی هیجان داشتم و عجالتاً حوصله ی سر و کله زدن با هیچ کس را ندارم پس امروز کلاس را زودتر تعطیل می کنم و فقط این نکته را تذکر می دهم که یک طرح خوب همیشه حامل بخشی از احساس طراح است، این همانی است که به طرح روح و زندگی می بخشد و نگاه بیننده را به خود جلب می کند. طرحی که بدون این حس متعالی ساخته شود، خشک، بی روح و "یُبس" از کار در می آید.
دو طرح سمت راست حاصل کار دختربچه ای پنج ساله به اسم باران است که خیلی غریزی به اصلی که اشاره کردم عمل می کند و می بینید چقدر کارهایش به دل می نشیند. باران برای طراحی تصویر اول از توکای مقدس به عنوان مدل استفاده کرد و برای کشیدن خروس از حافظه اش کمک گرفت و در هر دو مورد موفق بود.
طرح سمت چپ حاصل کار هنرجویی است که فقط پنجاه و چند سال از باران بزرگتر است؛ طرح مبتلا به یبوستی است که از فقدان احساس ناشی می شود. بدون آن که بخواهم وقت شما را با صحبت درباره ی بی معنا بودن و پیش پا افتادگی این سرهم بندی دست و پا تلف کنم باید توجه هنرجویان را به آناتومی غلط، سایه روشن های غلط و اغراق هایی که ناشی از ضعف طراح است تا قصد و نیت او جلب کنم.
مهم نیست اگر نمی توانید به قدرت "رامبراند" طراحی کنید اما مهم است که یاد بگیرید مثل "باران" با احساس و راحت خط بکشید.
