|
من می اندیشم پس بیشتر هستم!
|
نیما و من سال تحویل را دو نفری و تنها برگزار خواهیم کرد، به بهناز قول داده بودم که سفره ی هفت سین بچینم اما تنبلی کردم و دنبال تهیه ی سیر و سرکه و سمنو و سبزه نرفتم تا وقت گذشت و به عنوان آخرین چاره سری به کتابخانه ام زدم و هفت کتابی که با حرف سین شروع می شد را روی سفره گذاشتم. فردا شمع ها را روشن می کنم و پشت همین میز به انتظار سال جدید خواهم نشست.